تبلیغات

 

حیدریه کرمانشاه - اهیمت زیارت اربعین و درسی مهم برای امروز ما

حیدریه کرمانشاه

روز بیستم ماه صفر، روز اربعین و به قول شیخین - شیخ مفید و شیخ طوسی- بازگشت اهل حرم امام حسین علیه السلام از شام به مدینه، و روز ورود اولین زائر آن حضرت جابربن عبدالله انصاری به کربلا، جهت زیارت سیدالشهداء علیه السلام است . به فرموده امام حسن عسکری علیه السلام زیارت اربعین از لوازم ایمان است.
قال العسکری علیه السلام: "علامات المؤمنین خمس : صلاةُ الاحدی و الخمسین و زیارةُ الاربعین والتـَختم فی الیَمین و تـَعفیرُ الجـَبین و الجَهر ببسم الله الرحمن الرحیم.
علامات مؤمن پنج چیز است: 1- اقامه پنجاه و یک رکعت نماز فریضه و نافله در شبانه روز.
2- زیارت اربعین.
3- انگشتر به دست راست کردن.
4- جبین را در سجده بر خاک گذاشتن.
5- در نماز بسم الله الرحمن الرحیم را بلند گفتن

 

                        تبیینی از هدف قیام سیدالشهداء در زیارت اربعین:

             قیام برای زدودن غفلت جامعه در برابر زمامدار فاسد و انحرافات منافقین

 و بَذلَ مُهجَتـَهُ فیکَ لیَستـَنقـِذَ عِبادکَ مِنَ الجَهالةِ وَ حَیرَةِ الضـَلالة َ؛ - خدایا- (سیدالشهداء) جانش را در راه تو بذل نمود تا بندگانت را از نادانی، سرگردانی و گمراهی نجات دهد.
امام حسین علیه السلام قبل از خروج از مکه خطاب به برادرش محمد حنفیه وصیت نامه ای نوشتند که ضمن آن اهداف خود را از قیام اعلام می دارند. در آنجا می فرماید: من برای اصلاح دین جدّم رسول الله و امر به معروف و نهی از منکر قیام می نمایم.
با مطالعه تاریخ در می یابیم که منافقین به تدریج در بدنه مدیریت جامعه اسلامی نفوذ کرده و به دزدی و فساد پرداختند و امسال معاویه فساد خود را از استانداری شام در نقاب استاندار حکومت اسلامی آغاز نمودند و به تدریج و با حمایت علمای درباری ریشه دوانده و کار را به امثال یزید سپردند ... و بدعتها و انحرافات بسیاری ایجاد نمودند و هرکس که مخالفت می کرد به بهانه بر هم زننده نظم جامعه اسلامی و خروج کننده بر حاکمیت اسلامی سرکوب می نمودند. امام برای این که حقیقت دین رسول اکرم (صلی الله علیه واله) حفظ شود و دینی سالم به نسل های بعدی رسانده شود و نقاب از چهره این منافقین بردارد، هیچ راهی نداشت جز این که قیام خونین نموده و با خون خویش عوام بی خبر و فریفته دنیا را بیدار نماید.

 

مقام معظم رهبری در این رابطه نکات مهمی بیان فرموده اند:  «...به هنگام قیام امام حسین علیه‌السّلام كسانی بودند كه پسر پیغمبر، پسر فاطمه‌ی زهرا و پسر امیرالمؤمنین را علیهم‌السّلام را به عنوان خروج كننده بر امام عادل معرفی كردند! امام عادل كیست؟ یزید بن معاویه! آن عدّه، در معرفی امام حسین علیه‌السّلام به عنوان خروج كننده، موفّق شدند. 
خوب؛ دستگاهِ حكومتِ ظالم، هر چه دلش می‌خواهد می‌گوید. مردم چرا باید باور كنند؟! مردم چرا ساكت بمانند؟! آنچه بنده را دچار دغدغه می‌كند، همین جای قضیه است. می‌گویم: چه شد كه كار به این‌جا رسید؟! چه شد كه امّت اسلامی كه آن قدر نسبت به جزئیّات احكام اسلامی و آیات قرآنش دقّت داشت، در چنین قضیه‌ی واضحی، به این صورت دچار غفلت و سهل‌انگاری شد كه ناگهان فاجعه‌ای به آن عظمت رخ داد؟! رخدادهایی چنین، انسان را نگران می‌كند. مگر ما از جامعه‌ی زمان پیغمبر و امیرالمؤمنین علیهماالسّلام قرصتر و محكمتریم؟! چه كنیم كه آن گونه نشود؟...  كسانی كه اهل كار و عملند، دنبال این باشند كه با چه تمهیداتی می‌توان جلو تكرار چنین قضایایی را گرفت اگر امروز من و شما جلو قضیه را نگیریم، ممكن است پنجاه سال دیگر، ده سال دیگر یا پنج سال دیگر، جامعه‌ی اسلامی ما كارش به جایی برسد كه در زمان امام حسین علیه‌السّلام رسیده بود...هر كس كه در راه روشنگری فكر مردم، تلاشی بكند، از انحرافی جلوگیری نماید و مانع سوءفهمی شود، از آن‌جا كه در مقابله با دشمن است، تلاشش «جهاد» نامیده می‌شود.»

حدیث
  • آخرین پستها


/