تبلیغات

 

حیدریه کرمانشاه - بررسی مبسوط تهمتهای جدید گل سفیدی به منتقدین

حیدریه کرمانشاه

(دادوش:‌ هنوز دل من گنده است كه كد ندادم!؟)

دادوش هاشمی با لحن خاص و تشدید به اسم جلاله والله بر ادعای خود چنین قسم خورد: «والله من تا الان انتقادی به مطبوعات استان نكردم؟!..حتی تا حالا كد ندادم و تا الان گلایه ام به مطبوعات را جایی نگفتم...» عجیب است در حالی غروب ماه رمضان با اسم جلاله قسم یاد کرد كه مطلقا و تا به حال انتقادی به مطبوعات نكرده كه سال قبل دقیقا با این عبارت یكی از مطبوعات و روزنامه های استان را چنین خطاب قرار داد: «اگر روزنامه‌ای بخواد باج‌گیری کنه خیلی بده که، یک روزنامه نوشته بود، سلطان مار از چهارمحال آمد... » و سپس توهین و ناسزاهای ذیل را نثار آن روزنامه نمود و ادامه داد: « بدبخت، بیچاره، فلک‌زده، تو چته، چرا اینطوری... /  ...قضاوت كنید در كدام قاموس، معنای خبرنگاری كه بر صفحه كاغذ قلم می زند، وبلاگ است؟! شاید بد نباشد كه گل سفیدی با مدرك كشاورزی و پایان نامه در اصلاح نژاد بز، زحمتی بكشد و كتاب لغت یا دفترچه كدی بنویسد و در اختیار خبرگزاریها و مطبوعات و.. قرار دهد تا مثلا هنگامی كه می گوید خبرنگار و روزنامه، بدانند منظورش وبلاگ است و در خبرگزاری دولتی طور دیگری گزارش ندهند؟!... / البته شدت تألم و آشفتگی گل سفیدی نشان می دهد كه وی شدیدا پیگیر مطالعه و رصد پایگاههای خبری منتقد خود بوده و یك یك نقدها بر وضع مدیریتش از جمله متن كنونی را با دقت مطالعه می نماید....شدت برآشفتگی در توهینها نشان می دهد كه ظرفیت دادوش دیگر لبریز شده و ناتوانی از پاسخگویی منطقی ، فشار زیادی بر وی وارد كرده و جوان گل سفیدی دیگر نمی تواند ژست بی خبری و تحمل به خود گرفته و ممكن است ناسزاگوییش به وخامت بكشد!! و وضع حیلی خرابتر از این شود.

در اینجا مناسب است از آقای دادوش بپرسیم شما كه به قول خودت اینقدر نازی و نگران نماز و قرائت قرآن منتقدینت هستی و از منفور بودن آنها در بین مردم می گویی و دم از از بیرون آمدن بین مردم می زنی!!؟ چرا حاضر نیستی حتی در یک نمازجمعه مانند مهندس غفوری از درب عمومی، بین مردم بیایی و اساسا چرا 9 ماه می گذرد و جمال تو را كسی در اجتماع هفتگی عموم مردم کرمانشاه در مسجد جامع و... نمی بیند، آیا از نگاه مردم می ترسی یا....؟! ای گل سفیدی بیرون بیا و خودت را بین نمازگزان نشان بده... البته محتمل است که دادوش در نیمه دوم ماه رمضان در مسجد حاج شهبازخان و مواعظ حاج آقا حسن، ظاهر شود،

...وی امروز در شرایطی از رعایت احكام نماز و قرآن دم می زند كه گویا فراموش كرده تا چند وقت پیش به چه شكلی در جامعه حاضر می شد؟!‌ و با آن روغن خیس سرش چطوری مسح سر می گرفت؟!... / وی در بخش دیگری از سخنانش برای اولین بار در تاریخ كرمانشاه، از خطر حمله وحوش به اصحاب مطبوعات سخن می گوید كه شاید این گفته عجیب نیز به خاطرات وی از احشام و وحوش روستای گل سفید و پشتكوه چهارمحال بازگردد كه ما از ان بی خبریم...

                    (حتما متن کامل و ناگفته ها را در ادامه مطلب بخوانید)

دادوش هاشمیدر دیدار چند روز پیش با خبرنگاران، توهین و تهمتهای جدیدی بر علیه منتقدین خود بیان نمود و در تفسیر عجیب از خودگفته هایش! در كلنگ زنی میدان امام حسین(ع) گفت: صحبت آن روز من خطاب به خبرنگاران و مطبوعات نبود..؟! و با لحن خاص و تشدید به اسم جلاله والله بر ادعای خود چنین قسم خورد: «والله من تا الان انتقادی به مطبوعات استان نكردم؟!..حتی تا حالا كد ندادم و تا الان گلایه ام به مطبوعات را جایی نگفتم، به هیكچس نگفتم، هنوز دل من گنده است كه كد ندادم و در جایی گرا ندادم من از شما طلبكارم چون انتقادی از شما نكردم»‌ عجیب است در حالی غروب ماه رمضان با اسم جلاله قسم یاد می كند كه مطلقا و تا به حال انتقادی به مطبوعات نكرده كه سال قبل دقیقا با این عبارت یكی از مطبوعات و روزنامه های استان را چنین خطاب قرار داد: «اگر روزنامه‌ای بخواد باج‌گیری کنه خیلی بده که، یک روزنامه نوشته بود، سلطان مار از چهارمحال آمد... » و سپس توهین و ناسزاهای ذیل را نثار آن روزنامه نمود و ادامه داد: « بدبخت، بیچاره، فلک‌زده، تو چته، چرا اینطوری، حالا یکی دو تا مارگیر بودن، از چهارمحال و بختیاری آمدن، حالا این‌قدر ضعیف، سخیف، این‌قدر بچه، این‌قدر کم ظرفیت ، این مرام کرمانشاهی نیست، چقدر دردت اومد که این‌طوری حرف زدی، چرا این‌قدر مثلا" برات مشکل بود، خیلی بچه‌ای، خیلی سخیفی، دیدی لولت پائینه ، خیلی آدم بی‌مرامی می‌خواد، باج نمی‌دم بهت، مطمئن باش به تو یكی باج نمی‌دم...!!؟؟؟»

امسال نیز خبرگزاری دولتی ایرنا، سخنان دادوش در كلنگ زنی مذكور را چنین گزارش داد:  « ...مدیر ارشد استان بشدت از برخی قلم فرسایی های مغرضانه مطبوعات انتقاد كرد و گفت: این افراد از زمانی كه سكانداری استانداری را برعهده گرفتم چون نتوانستند به اهداف و مقاصد شخصی خود دست یابند شروع به تهمت زدن و و نقدهای غیرمنصفانه كردند.
آن هایی كه قلم هایشان را مغرضانه بر صفحه كاغذ می آورند بدانند كه هاشمی اهل باج دادن نیست، آن ها هركاری كه از دستشان برمی آید انجام دهند اما مطمئن باشند به هیچ جایی نمی رسند و ما نیز اجازه خودنمایی به آنها نمی دهیم.
هاشمی در پایان گفت: در استان خبرنگاران متعهد و منصف زیادی وجود دارد كه ما قدردان زحمات آنها هستیم اما عده ای كه با به خطر افتادن منافعشان دست به هر كاری میزدند تا به اهدافشان برسند را نمی توان جزو خبرنگاران متعهد به حساب آورد و با آن ها برخورد می كنیم...»

چنین تناقض آشكار و ادعای كذبی با ذكر قسم جلاله والله در غروب ماه رمضان باید برای علاقه مندان دادوش كه امروز عاقبتشان پشتیبانی و حشر و نشر با چنین كسی شده ، قابل توجه باشد؟!! «المرء مع من احب».

 دادوش در ادامه، تفسیر عجیبی از عبارات آن روز خود خطاب به خبرنگاران نمود و گفت:‌ « صحبت آن روز من با خبرنگاران و روزنامه ها و اینها نبود!! خدا وكیلی آن روز بحثم با مطبوعات نبود بحث من  با كسان دیگری خارج از مطبوعات بود!؟» و در تفسیر عجیب از خودگفته هایش منظور و خطاب سخنان آن روز خود را وبلاگها و پایگاههای خبری منتقد دانست! و ادامه داد: « هر كسی از پدر و مادرش قهر می كنه می ره یه وبلاگ می زنه یا پستش را گرفتند و در جایی موقعیت بخور بخوری داشت و جلوش را گرفتند می ره یه وبلاگ می زنه و برا سبیل چرب كردن خودشان وبلاگی می زنند و می خواهند محبوبیتی درست كنند..!!»

با مقایسه این عبارات با عبارات سابق الذكر (درباره خبرنگاران و روزنامه) قضاوت كنید در كدام قاموس، معنای خبرنگاری كه بر صفحه كاغذ قلم می زند، وبلاگ است؟! شاید بد نباشد كه گل سفیدی با مدرك كشاورزی و پایان نامه در اصلاح نژاد بز، زحمتی بكشد و كتاب لغت یا دفترچه كدی بنویسد و در اختیار خبرگزاریها و مطبوعات و.. قرار دهد تا مثلا هنگامی كه می گوید خبرنگار و روزنامه، بدانند منظورش وبلاگ است و در خبرگزاری دولتی طور دیگری گزارش ندهند؟! نقل می کنند که شخصی 10 تومان می گرفت و متنی را می نوشت ، بعد آنقدر نامربوط می نوشت كه كسی جز خودش نمی توانست منظورش را بفهمد و دوباره 10 تومان می گرفت و تفسیرش می كرد حالا حكایت دادوش شبیه همان شده كه ابتدا سخنانی مطرح می كند بعد جلسه ای می گذارد و سخنان خود را تفسیر می كند!

البته شدت تألم و آشفتگی گل سفیدی نشان می دهد كه وی شدیدا پیگیر مطالعه و رصد پایگاههای خبری منتقد خود بوده و یك یك نقدها بر وضع مدیریتش از جمله متن كنونی را با دقت مطالعه می نماید.

شدت برآشفتگی در توهینها نشان می دهد كه ظرفیت دادوش دیگر لبریز شده و ناتوانی از پاسخگویی منطقی ، فشار زیادی بر وی وارد كرده و جوان گل سفیدی دیگر نمی تواند ژست بی خبری و تحمل به خود گرفته و ممكن است ناسزاگوییش به وخامت بكشد!! و وضع حیلی خرابتر از این شود. 

 دادوش سپس باب جدیدی از توهین و افترا و تربیت خویش را به نمایش می گذارد و پس از عبارات توهین آمیز، منتقدین خود را منفور مردم معرفی می كند كه مردم آنها را می شناسند و می گوید: «اگر مرد هستی اظهار وجودی در بین مردم بكن تو كه اینقدر نازی اندیشمند پرفسور، بیرون بیا خودت ، بیا بیرون تا آن وقت معلوم بشه سره از ناسره چی هست... حالا بیاری می بینی پانرده تا آیه را بیشتر نمی دانه، بیاری می بینی 50 تا غلط قرآنی داره خودش تو نمازش، بروی محفلشان را نگاه كنی می بینی بیشترشان نماز نمی خوانند؟!» و تهمت های دیگر....

 در اینجا مناسب است از آقای دادوش بپرسیم شما كه به قول خودت اینقدر نازی و نگران نماز و قرائت قرآن منتقدینت هستی و از منفور بودن آنها در بین مردم می گویی و دم از از بیرون آمدن بین مردم می زنی!!؟ چرا حاضر نیستی حتی در یک نمازجمعه مانند مهندس غفوری از درب عمومی، بین مردم بیایی و اساسا چرا 9 ماه می گذرد و جمال تو را كسی در اجتماع هفتگی عموم مردم کرمانشاه در مسجد جامع و... نمی بیند، آیا از نگاه مردم می ترسی یا....؟! ای گل سفیدی بیرون بیا و خودت را بین نمازگزان نشان بده... البته محتمل است که دادوش در نیمه دوم ماه رمضان در مسجد حاج شهبازخان و مواعظ حاج آقا حسن، ظاهر شود.

نكته دیگر كه به تشخیص بهتر افكار عمومی و مدیران استان كمك می كند آن است كه دادوش شهامت داشته باشد و در اثبات حرفش خودی نشان داده و در محفلی عمومی در كنار هر كدام از منتقدینش كه می خواهد قرار بگیرد و قسمتی از قرآن را باز كند ، او بخواند و منتقدینش نیز بخوانند تا معلوم شود كه كی می تواند چند آیه درست بخواند!! یا در جلسه شورای اداری استان یک صفحه قرآن تلاوت نماید، وی امروز در شرایطی از رعایت احكام نماز و قرآن دم می زند كه گویا فراموش كرده تا چند وقت پیش به چه شكلی در جامعه حاضر می شد؟!‌ و با آن روغن خیس سرش چطوری مسح سر می گرفت؟! که امروز خود را غلطگیر و معلم قرآن و احکام نماز مردم می بیند!؟ بله این احتمال منتفی نیست كه حاج آقا... به جهت نبوغ و صفایی كه در این جوان گل سفیدی یافته، مباحث فشرده اسلام شناسی و احكام را برای وی تدریس كرده باشد و او را تا مقام غلط گیری تجوید قرآن و نماز ترقی داده باشد و نیز آن چنان وی را در مباحث مابعدالطبیعه تربیت كرده باشد كه به مقام كشف باطن افراد و علم به میزان تجوید آنها و.. رسیده؟! چرا كه دیگر جسورانه از غیب خبر می دهد كه فلانی پانزده آیه بلد است یا تارك الصلاه است و...؟! انصافا شرم نعمت خوبی است که نصیب هر کس نمی شود.

البته جالب است كه در ادامه خودش به خودش دلداری داده و جواب جملات قبل خود را می دهد و می گوید: اگر آدم خداترس باشه می ترسه هر حرفی رو برعلیه دیگران بزنه، خود شما می دانید خدا می دانه كه من آدمی نیستم كه تحت تأثیر بعضی مسائل قرار بگیرم بگم آقا ترسیدم آقا لرزیدم نه...

 وی در بخش دیگری از سخنانش برای اولین بار در تاریخ كرمانشاه، از خطر حمله وحوش به اصحاب مطبوعات سخن می گوید كه شاید این گفته عجیب نیز به خاطرات وی از احشام و وحوش روستای گل سفید و پشتكوه چهارمحال بازگردد كه ما از ان بی خبریم، چرا كه در سالیان طولانی گذشته خبری از حمله وحوش به مطبوعات استان كرمانشاه نبوده است... در این رابطه نیز چه خوب است گل سفیدی در راستای خدمت به مردم استان جهت رفع خستگی آنها، هر از چندگاه به تعریف از حكایتهای حمله وحوش و... بپردازد.

گل سفیدی باز از سرمایه ، پول زیاد ، كارخانه و... منتقدینش در تهران و كرمانشاه نیز سخن گفته كه متأسفانه هنوز این شهامت را ندارد كه نام آنها را برای مردم افشا كند و فقط به فرافکنی و تهمت بر علیه آنها سرگرم است و درعین حال كه بارها می گوید باج به كسی نمی دهم ، در آخر این جلسه جهت نمك گیر كردن یا...؟! اعلام می كند كه غلام فتحی و روابط عمومی استاندار سه نفر از خبرنگاران را انتخاب کنند تا با هزینه استانداری، به مكه بروند و پنج نفر بفرستند كربلا و شش نفر را به مشهد و در ضمن تمامی حدود 70 نفر خبرنگاری كه برای افتتاح پروژه های عمرانی اخیر رفتند را نیز با هم بفرستند مشهد و...؟ به نظر شما با وجود مبارزه استاندار با مقوله باج دهی ، تفسیر این حركت چیست؟! لازم به ذکر است گفتمان سال گذشته این مربی نماز و قرآن، ترویج سفر به دبی و سلیمانیه و... بود و شاید ماه رمضان باعث شده که به یاد سفر مکه و مشهد بیفتد.

وی در بخش دیگر سخنانش از  خبرنگاران خواست تا در برخورد با مدیرانی كه آنها را به دردنخور می خواند! مزاحم وی نشوند و گفت: «كمك بكنید كه ما راحتتر برخورد بكنیم با آدمهایی كه كار نمی كنند، آدمهایی كه تنبلند، پشت آنها قرار نگیرید كمكشان نكنید... آری من هجمه می كنم به كسی كه به درد استان نمی خورد و فقط موقعیت و پست آن را اشغال كرده ، به درد چی می خورد...» اما حاضر نیست پاسخ دهد كه خودش به درد چه می خورد و در مقایسه با مدیران سابق، غیر از تصاحب مقام و موقعیت این استان چه اقدام قابل توجهی انجام داده و نیز نگقت كه چرا برخی مدیران سالم و پرتلاش را با انگیزه سیاسی و بی دلیل كنار زد اما در مقابل مشوق و همراه صمیمی برخی مدیران متهم به مفاسد مالی شد كه اكنون در بازداشتگاهها به سر می برند؟! وی دو نمونه از مدیران ناكارآمد را نیز مثال زد: اول شهردار منتخب سابق و دوم مسئول یك بانك ملت را كه اعلام كرد به جهت دیر اطاعت كردن فرمانش برای یك طرح، مدتهاست می خواهد او را عوض كند؟!

گل سفیدی در خاتمه، استان را در دوران مدیریت خویش، بالنده نامید كه امید است داستان این بالندگی! نیز برگرفته از آمارهای عجیب و... اشتغال و صادرات غیرنفتی، مسكن مهر، افتتاحهای نمادین و بی محتوا و... نباشد.

حدیث
  • آخرین پستها


/