تبلیغات

 

حیدریه کرمانشاه - ولایت امیرالمؤمنین(ع) محور رشد عالم هستی

حیدریه کرمانشاه

«بل عباد مكرمون لا یسبقون بالقول و هم بامره یعملون»

بر اساس معارف اهل بیت (علیهم السلام) اولین كسانی كه سابق بر همه مخلوقات خداوند بر میثاق الهی سبقت جسته اند و ولایت الهیه را به نحو اتم و اكمل پذیرفته اند و معصومانه و با تمام ظرف شان تسلیم تام و راضی تام بدان شده اند،  شخص نبی اكرم(ص)، امیر المومنین علی (ع) و اهل بیت عصمت و طهارت می باشند.
این امر باعث شده تا خدای متعال ولایت ایشان را بر همه ی مخلوقات تكویناً و تشریعاً جاری نموده و از همة مخلوقات (از عالم نبات و جماد گرفته تا ملكوت و فوق ملكوت) نسبت به امر ولایت نبی اكرم(ص) و امیر مومنان(ع) و اهل بیت ایشان میثاق بگیرند. چه اینكه این پذیرش برای همگان اجباری و فرض است. حتی تمام درجات رشد عوالم نیز تابع پذیرش این ولایت است. و حتی اگر انبیائی از انبیاء الهی مقرب شده اند و به مقام اولواالعزمی رسیده اند به خاطر سبقت آنها در پذیرش میثاق ولایت اهل بیت (علیهم السلام) بوده است. 
«ولایتنا ولایت الله التی لم یبعث نبیاَ قط الا بها»(2) و «السلام علیك یا مثیاق الذی اخذوه ووكّده».../ پذیرش ولایت علی بن ابی طالب و ائمه هدی (علیهم السلام) چیزی نیست جز پذیرش ولایت الله. و لذا حقیقت و گوهر ناب دین نیز چیزی جز پذیرش تام ولایت الله و ولایت اهل بیت(ع) و اعراض تام از ولایت دشمنان و اعداء ایشان  نیست. این ولایت همان چیزی است كه تخلف از آن هرگز در درگاه الهی معفو نیست و همین امر هم باعث شد كه خدای متعال ابلیس را بخاطر آن عقاب كند با وجود شش هزار سال عبادت  او كه لا یدری امن سنی الدنیا ام من سنی الاخره»معلوم نیست شش هزار سال دنیا یا آخرت بوده است. چون او نسبت به نبی اكرم(ص) خضوع نكرد.
صراط مستقیمی را كه ابلیس قسم خورده بود مردم را از آن باز می‌دارد، به امیرالمؤمنین(ع) تأویل شده است. شیطان این‌جا رجزخوانی می‌كند چون اگر این راه بسته شود دیگر راهی باقی نخواهد ماند. حتماً این روایت را دیده‌اید كه كسی كه از بیراهه می‌رود هرچه تندتر برود بیشتر دور می‌شود...

گفتاری از استاد سید محمد مهدی میرباقری؛
تمام درجات رشد عوالم، تابع پذیرش ولایت امیرالمؤمنین است
«بل عباد مكرمون لا یسبقون بالقول و هم بامره یعملون» (1)
بر اساس معارف اهل بیت (علیهم السلام) اولین كسانی كه سابق بر همه مخلوقات خداوند بر میثاق الهی سبقت جسته اند و ولایت الهیه را به نحو اتم و اكمل پذیرفته اند و معصومانه و با تمام ظرف شان تسلیم تام و راضی تام بدان شده اند،  شخص نبی اكرم(ص)، امیر المومنین علی (ع) و اهل بیت عصمت و طهارت می باشند.
این امر باعث شده تا خدای متعال ولایت ایشان را بر همه ی مخلوقات تكویناً و تشریعاً جاری نموده و از همة مخلوقات (از عالم نبات و جماد گرفته تا ملكوت و فوق ملكوت) نسبت به امر ولایت نبی اكرم(ص) و امیر مومنان(ع) و اهل بیت ایشان میثاق بگیرند. چه اینكه این پذیرش برای همگان اجباری و فرض است. كه حتی تمام درجات رشد عوالم نیز تابع پذیرش این ولایت است. و حتی اگر انبیائی از انبیاء الهی مقرب شده¬اند و به مقام اولواالعزمی رسیده اند به خاطر سبقت آنها در پذیرش میثاق ولایت اهل بیت (علیهم السلام) بوده است.  «ولایتنا ولایت الله التی لم یبعث نبیاَ قط الا بها»(2) و «السلام علیك یا مثیاق الذی اخذوه ووكّده»(3)
البته باید توجه نمود كه هرگز ولایت امیر المومنین علی بن ابی طالب و ائمه معصومین(علیهم السلام) در عرض ولایت الهیه و توحید نیست بلكه در طول توحید (ولایت الهیه) و از شروط آن است. «و لا اله الا الله محمد رسول الله و علی امیر المومنین الی ها هنا التوحید». یا در ادامه حدیث سلسله الذهب آمده: «بشروطها و انا من شروطها».
«ان الله تبارك و تعالی لم یزل  و احد  متفرد ثم خلق محمدا  و علیا و فاطمه فمكثوا الف دهر ثم خلق جمیع الاشیا فاشهدهم علی خلقهم فاجری ولایتهم علیها و فوض امورها الیهم فهم یحللون ما یشاوون و یحرمون ما یشاؤون و لن یشاؤوا  الا ان یشا الله» (4) اى مـحـمـد! همانا خداى تبارك و تعالى همواره بیگانگى خود یكتا بود (یـگـانـه اى غـیر او نبود) سپس ‍ محمد و على و فاطمه را آفرید آنها هزار دوران بماندند، سـپس چیزهاى دیگر را آفرید. و ایشان را بر آفرینش آنها گواه گرفت و اطاعت ایشان را در مـیـان مـخـلوق جـارى ساخت (بر آنها واجب كرد) و كارهاى مخلوق را به ایشان واگذاشت . پس ایشان هر چه را خواهند حلال كنند و هر چه را خواهند حرام سازند، ولى هرگز جز آنچه خـداى تبارك و تعالى خواهد نخواهند. اى محمد! این است آن دیانتى كه هر كه از آن جـلو رود (غـلو كـنـد، از دایـره اسلام ) بیرون رفته و هر كه عقب بماند (و وارد دایره نشود) نابود گشته (دینش را باطل كرده ) و هر كه به آن بچسبد، به حق رسیده است ، اى محمد همواره ملازم این دیانت باش .
بنابراین پذیرش ولایت علی بن ابی طالب و ائمه هدی (علیهم السلام) چیزی نیست جز پذیرش ولایت الله. و لذا حقیقت و گوهر ناب دین نیز چیزی جز پذیرش تام ولایت الله و ولایت اهل بیت(ع) و اعراض تام از ولایت دشمنان و اعداء ایشان  نیست. این همان چیزی است كه تخلف از آن هرگز در درگاه الهی معفونیست وهمین امر هم بوده كه خدای متعال ابلیس را بخاطر آن شش هزار سال عبادت  او "لا یدری امن سنی الدنیا ام من سنی الاخره» رجم كرد. چون او نسبت به نبی اكرم(ص) خضوع نكرد.
صراط مستقیمی را كه ابلیس قسم خورده بود مردم را از آن باز می‌دارد، به امیرالمؤمنین(ع) تأویل شده است. شیطان این‌جا رجزخوانی می‌كند چون اگر این راه بسته شود دیگر راهی باقی نخواهد ماند. حتماً این روایت را دیده‌اید كه كسی كه از بیراهه می‌رود هرچه تندتر برود بیشتر دور می‌شود.
همچنین روایات ذیل آیه شریفه بسیار متعدد است كه می‌توانید در توحید صدوق و دیگر كتاب‌ها ملاحظه كنید. «الله نورالسموات والارض مثل نوره کمشکواة فیها مصباح المصباح فی زجاجة الزجاجة کانهاکوکب دری یوقد من شجرة مبارکة زیتونة لاشرقیة ولاغربیة» (5) خداست که به همه وجود معنی و روشنایی می بخشد. اگر خدا به کسی نور ندهد بی نور خواهد ماند.
الله نور السموت و الأرض ... . یعنی همة عوالم وقتی هدایت می‌شوند به وسیلة این نور الله است. مَثَل نور، وجود مقدس رسول الله(ص) و مشكات صدر و سینة ایشان است. چراغی كه در ایشان برافروخته شده علم و مقام نبوت كلیه‌ای است كه به نبی اكرم(ص) داده‌اند.
المصباح فی زجاجة ... . زجاجه، وجود مقدس امیرالمؤمنین(ع) است كه همانند یك شیشة بلورین هم نور در درونش قرار می‌گیرد و هم محافظ آن است و باعث درخشش بیشتر نور می‌شود.
حضرت فرمودند: آن صدر، امیرالمؤمنین(ع) است كه این علم به قلب ایشان منتقل شده است و لذا معرفة الله و هدایت الهی به وسیلة این نور محقق می‌شود كه همان مشكات و وجود مقدس نبی مكرم خدا(ص) و امیر مؤمنان(ع) است. این چراغ هدایت در قلب نبی اكرم(ص) بوده و از آن‌جا به قلب امیرالمؤمنین(ع) منتقل شده است.
«یوقد من شجرة مباركة زیتونة لاشرقیة ولاغربیة» . این چراغ از یك شجرة زیتونه‌ای نور می‌گیرد كه همان امیرالمؤمنین(ع) است. یعنی امیرالمؤمنین(ع) و آن درخت زیتون باید باشد تا این چراغ روشن بماند. این نور را به هر كس نمی‌شود داد؛ باید آن روغن زیتون در درونش ریخته باشند تا چنین نوری از او متجلی شود.
و در ذیل این آیه شریفه : «یُؤْتِی الْحِكْمَةَ مَنْ یَشَاءُ وَمَنْ یُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِیَ خَیْرًا كَثِیرًا وَمَا یَذَّكَّرُ إِلا أُولُو الألْبَابِ»(6) «خدا فیض حکمت را به هر که خواهد عطا کند، و هر که را به حکمت و دانش رسانند در باره او مرحمت و عنایت بسیار کرده‌اند، و این حقیقت را جز خردمندان متذکر نشوند».
از حضرت دربارة معنای «خیر كثیر» پرسیدند، ایشان پاسخ دادند: طاعت خدا و معرفت امام(علیه السلام).
از همین جاست كه می‌توان به سرّ عباراتی نظیر آنچه در زیارت جامعه است، پی برد كه می‌فرماید: هر كس خداوند را اراده كند، از شما آغاز می‌نماید؛ و هر كس به خدا رو می‌كند و او را به وحدانیت می‌خواند، به شما رو می‌كند.


1). سوره انبیاء- آیه 26
2). تفسیر قمی، ج 2 ـ ص 252
3). مفاتیح الجنان، زیارت آل یاسین.
4). اصول کافی، ج3، ص:260، ح5
5). سوره نور - آیه 35
6). سوره بقره - آیه 269

حدیث
  • آخرین پستها


/