تبلیغات

 

حیدریه کرمانشاه - گزارش مراسم شکوهمند حیدریه (2) - سخنان مهم فرزند شهید جعفری درباره شهید(ادامه دارد)

حیدریه کرمانشاه

4 آبان سالگرد شهادت غریبانه سردار جعفری گرامی باد

چرا در مراسم شهدای کرمانشاه نباید نامی از او ببرند و مقام معظم رهبری او را به کرمانشاه معرفی کند؟ این چه بصیرتی است؟! /  سال 53 نخستین موافقت اصولیهای شركتهای تولیدی بزرگ و... را دارا بود اما همه را در راه مبارزه خرج کرد و کل اموال او پس از شهادت عبارت شد از: دو فرش 6 متری، یكدستگاه چراغ مطالعه و یكدستگاه تلفن / آن شهید حتی شش سال درس خارج فقه و اصول را گذرانده بود / او قبل از سپاه کمیته انقلاب را تأسیس کرد...

در ادامه مراسم تجدید بیعت جوانان حزب الله با مقام عظماء ولایت،برادر سید عبدالصالح جعفری (از طلاب فاضل دروس خارج حوزه و دكترای پزشكی و تنها فرزند سردار شهید سید محمدسعید جعفری) به سخنرانی پرداخت و گفت: هر ساله توفیق دارم، در مراسم حیدریه حاضر شده و نکاتی درباره آن شهید والامقام عرض کنم. ابتدا باید متذکر شوم که آن شهید یک نفر نبود و باید در کنار یارانش شناخته شود، او تنها نبود و انفرادی عمل نمی کرد، لذا اگر بخواهند آن شهید را به تنهایی معرفی كنند، این كم لطفی در حق آن شهید است، چزا كه او صاحب یک جریان  زنده و م‍‍ؤثر بود. جریانی كه بحمدالله امروز پس از سی و دو سال علیرغم انواع مخالفتها، هنوز زنده و پویاست و لذا (هَذَا یَوْمُ یَنفَعُ الصَّادِقِینَ صِدْقُهُمْ)  امروز {كه مقام معظم رهبری از این شهید و رفقای همراهش تجلیل فرمود} همان روزی است كه خداوند صادقین را به جهت صدقشان پاداش داد.

 انشاء الله در این سخنان تلاش می كنم نكات مفیدی در راستای الگوگیری عرض کنم.  جای دقت دارد که ببینیم چه چیزی باعث امتیازات این شهید شد به طوری كه هنوز پس از این همه سال و مخالفتها، دارای یك مجموعه زنده است و چرا برخی می خواهند درباره آن شهید خود را به تغافل بزنند؟!

واقعا باید پرسید چرا شهیدی كه مقام معظم رهبری آنرا شهید پیشرو و پیشتاز انقلاب معرفی فرمود، باز هم توسط برخی تعمدا مود تغافل واقع می شود؟ به طوری که حتی در مراسم متعلق به شهدای کرمانشاه (دیدار خانواده های شهدا با مقام معظم رهبری) هیچ یک از سخنرانان، از شهید جعفری و  یاران و حماسه هایش یادی نمی كنند؟!

 البته ما کینه ای از اینها به دل نداریم(لا تثریب علیکم الیوم یغفرالله لکم ،وهو ارحم الراحمین) همانطور که حضرت یوسف برادرانش را بخشید اما واقعا جای سؤال دارد كه چرا باید مقام معظم رهبری اسم این شهید را به اهل كرمانشاه متذكر شود اما آنهایی که اوصاف این شهید را می دانستند چنین نكنند ، این چه بصیرتی است؟!

 

به نظر می رسد که عواملی در زندگی شهید جعفری وجود داشت كه موجب چشم پوشیدن اینگونه افراد از زنده نگداشتن نام و راه او شد و این عوامل هم در میان دوستان و هم دشمنان اوست.

خوب به طور طبیعی هركس در مسیر حق قدم می گذارد دشمنانی خواهد داشت، اگر قرار بود همه افراد بشر كسی را احترام كنند نشان از آن بود که آن فرد جاذبه و دافعه ای نداشته است.

 مبنای كتاب جاذبه و دافعه شهید مطهری آن است كه امیرالمؤمنین(ع) همان گونه كه جاذبه شدیدی داشت دافعه شدیدی نیز داشت و اگر دافعه حضرت شدید نبود در حقیقت علی، علی(ع)، نبود اما علت این دافعه شدید آن حضرت، شدت حق مداری امیرالمؤمنین(ع) بود كه در حدیث نبوی می فرماید: «فانه خشن فی ذات الله عز وجل، غیر مداهن فی دینه؛ »، امیرالمؤمینن(ع) درباره اصول اسلام و آنچه از جانب رسول اكرم(ص) به او امانت سپرده شد، كوتاه نمی امد. آقا سعید چنین ویژگی داشت و طبیتعتا باید دشمنان زیادی می داشت.

هرگونه التقاط در نظر و عمل موجب می شد ، آن شهید به شدت در مقابل آن واكنش نشان دهد. در دهه سالهای 50 انحراف مشهور، ماركسیست بود، شهید جعفری به شدت در مقابل ماركسیست موضع گرفت و حتی برخی انحرافات در خویشاوندها نیز ذره ای در موضع گیری او اثر نگذاشت (قل إن كان آباؤكم وأبناؤكم وإخوانكم وأزواجكم وعشیرتكم وأموال اقترفتموها وتجارة تخشون كسادها ومساكن ترضونها أحب إلیكم من الله ورسوله وجهاد فی سبیله فتربصوا حتى یأتی الله بأمره) آن شهید با همه وجود به این آیه ملتزم بود و لذا اگر نزدیكان آن شهید ذره ای از اسلام منحرف می شدند، در مقابل آنها می ایستاد و موضع شفاف می گرفت.

اموال و داراییهای مناسب آن شهید نیز عامل جلوگیری از مبارزه اش نشد. الان ما كسانی را داریم كه در ابتدای انقلاب سردرمدار مبارزه شدند اما بعدا که ثروتمند شدند و در امور اقتصادی به موفقیتهایی رسیدند، دیگر مبارزه برای خدا را رها كردند، ظاهرا مجموعه دارائیهای انها از خداوند برایشان ارزشمندتر شد! قبلا مجموعه دارائیشان كم بود و مبارزه می كردند اما الان دارائیشان به حدی رسید كه دیگر دلیلی برای مبارزه برای خدا نمی بینند (مانند طلحه و زبیر در صدر اسلام) اما شهید جعفری چنین نبود. او در سال 53 نخستین موافقت...«بقیه در ادامه مطلب» 

luux3b036g4c50qet0vz.jpg

او در سال 53 نخستین موافقت اصولیهای شركتهای تولیدی را گرفته بود (و آن زمان موافقت اصولی بمنزله امتیاز وام سنگین و تسهیلات و... بود)، شاید یكی از بزرگترین كارگاههای تولیدی آن وقت كرمانشاه مربوط به شهید جعفری باشد (مانند شركت صنایع چوب طالوت) اما وقتی وارد میدان مبارزه شد از همه این موقعیتها برای زندگی مرفه چشم پوشید.

به نظر شما همین حماسه سنندج با كدام پشتوانه پولی انجام شد؟ آیا دولت ردیف بودجه قرار داده بود؟ یا آقایان مسئولینی بودند كه مثلا دارای حقوق مناسب و مزایا باشند؟ خیر چنین نبود. مگر كسی در عملیات سنندج حقوق می گرفت؟ مگر تضمینی برای بازماندگان بود؟ حتی بنیاد شهید و بیمه ای تأسیس نشده بود؟ یا حتی كمبته امدادی نبود كه احیانا بازماندگان نیازمند را به عنوان گدا سرپرستی كند؟ خیر هیچ یک  از این دلگرمیها و پشتوانه ها نبود بلکه فقط با توكل محض به سمت خدا رفتند و از همه موقعیتها و راحتیهای دنیا كه برایش فراهم بود، چشم پوشید.

بودجه مالی خرید سلاح، حمل و نقل و ارزاق و خوراك نیروها و یاران شهید، یا از سوی برخی روحانیت تأمین شد و یا خود شهید جعفری از سرمایه شخصی خرج می كرد و گاه حتی از مردم قرض می گرفت. لذا در دو سال اول انقلاب كه ردیف بودجه ای برای سپاه نبود، آنقدر پول برای فعالیتهای سپاه قرض می کند و به تدریج پرداخت می كند كه پس از شهادت او كل دارائیهایش را فروختند و دیون و بدهكاریهای او برای سپاه را پرداختند، به همین جهت الان انحصار وراثت سید سعید جعفری موجود است كه عبارت است از: دو فرش 6 متری، یكدستگاه چراغ مطالعه و یكدستگاه تلفن.

اگر آن شهید بعنوان یك الگوی پیشرو و پیشتاز معرفی می شود، یك بعد دیگر هم دارد كه آن بعد علم دینی اوست. او ابتدا برحسب احساس تكلیف فردی، مطالعه دینی را آغاز می كند، البته آن زمان كمتر مشاهده می شد که صاحب یك كارگاه بزرگ اقتصادی، در عنفوان جوانی دنبال دروس حوزوی برود و نه تنها دروس سطح حوزه (كه امروزه ده سال برای طلاب تعریف شده) را پشت سر بگذارد بلكه شش سال درس خارج (مرحوم آخوند ملاعلی همدانی و حاج اقای جلیلی)‌ نیز برود.

 نكته مهم انگیزه شهید از این اقدام بود كه تعلیم علم دین را نه به منظور صاحب منصب و مراجعات دین و آیة الله شدن و... بلكه صرفا به جهت احساس تكلیف دنبال می كرد، او احساس می كرد اگر بخواهد در مسیر اسلام و مبارزه قدم بردارد باید علم دین را بیاموزد. لذا در عین اینكه مطالعات دینیش در حد بسیار مناسب و خوبی قرار داشت(شش سال درس خارج تحقیقی) اما ادعای لباس و منصب و كسوت روحانیت را نداشت، البته هر جا احساس تكلیف می كرد جهت روشنگری مردم به سخنرانی و فعالیت می پرداخت که جلسات هفتگی مسجد معتضدی و... نقش بسزایی در روشنگری مردم به سوی دین و آرمانها ایفا نمود.

خلاصه بعد دیگری كه موجب تشخیص و اقدام زودهنگام و بابصیرت آن شهید شد، آموزه های دینی عمیقی بود که کسب کرد.

بعد دیگر زندگی شهید، اخلاص و عدم چشمداشت او بود به اینکه مجموعه های مهمی در کرمانشاه بنیان نهاد اما هنگامی که او راکنار گذاشتند، بدون چشمداشت و به آسانی... کنار رفت و در بخش دیگری به فعالیت و مجاهدت پرداخت.

سپاه اولین مجموعه ای نبود که شهید جعفری در کرمانشاه بنیان نهاد و قبل از ان کمیته های انقلاب اسلامی را تأسیس کرده بود.

تاریخ تأسیس کمیته در کرمانشاه 15 آذر 1357 است یعنی به جهت معضل سالار جاف که متقدمین مجلس مستحضرند (قضیه این فتنه که نظام شاه ترتیب داد ان بود که شخص فاسدی به نام سالار جاف را با چماقدارنس مأمور کردند تا شروع به غارت اموال عمومی مردم نموده و ناامنی خودساخته را به انقلابیون و اخلال انها در نظم نسبت دهد و به خیال خودشان مردم را به جهت نگرانی از ناامنی، مقابل انقلاب قرار دهند.

البته پیرو این اقدام شوم رژیم، تحصنی از سوی علمای کرمانشاه و حتی علمای تسنن مه آباد شکل گرفت.

بر اساس این توطئه، مأمورین شهربانی نیز دستور داشتند از مهر ماه 57 ضمن حمایت غیرمستقیم اراذل سالارجاف، دیگر نگهبانی انتظامی از اموال مردم نکنند. جالب است که برابر اسناد، رادیو مسکو 15 آذر 57 رسما اعلام کرد که کرمانشاه سقوط انتظامی (نه نظامی) کرده است.

اما این خلأ عدم مراقبت انتظامی بلافاصله بوسیله شهید جعفری و یارانش جبران شد(تأکید می کنم که شهید جعفری یک نفر نبود بلکه نمادی از جریان بابصیرت و تکلیف مدار جوانان حزب اللهی شهر بود) و شهید از همان زمان، شهر را به چهارده منطقه تقسیم کرده و مسئولیت امنیت هر منطقه را به عهده عده ای از یارانش گذاشت و این چهارده قسمت در حقیقت کمیته مردمی بود که به صورت خودجوش ، به تأمین امنیت شهر پرداختند و به فرموده مقام معظم رهبری نیاز زمان را به موقع تشخیص دادند.

 

این کمیته مردمی شهید جعفری به قدری فعال شد که ... «ادامه دارد در بخش سوم»

حدیث
  • آخرین پستها


/