تبلیغات

 

حیدریه کرمانشاه - سفرنامه عشق و وفاداری (انتشار در بیانیه گسترده این هفته حزب الله کرمانشاه)

حیدریه کرمانشاه

سرانجام روز موعود فرارسید و صبح چهار شنبه بیستم مهر ماه مردم شریف كرمانشاه با حضور بی نظیر در تاریخ این دیار به استقبال سید و مقتدای خود رفتند. حماسه بیستم مهر ماه مردم كرمانشاه یاد آور 12 بهمن سال 1357 مردم تهران بود كه از فرودگاه تا بهشت زهراء (س) همچون نگینی، خودروی رهبر عزیز خود را احاطه و با همه وجود، اخلاص ، ارادت ، محبت و عشق، خود را به مقتدای خویش عرضه نمودند. پیوند ملت با ولایت قدسی ،معنوی و توحیدی است كه در هیچ چارچوب دیگری نمی گنجد امید كه این پیوند به فضل الهی تا ظهور دولت یار بیش از بیش مستدام گردد انشاءا… / مقام معظم رهبری در سه روز پی درپی و در سه دیدار با «آحاد مردم در استادیوم آزادی» «با خانواده های معظم شهداء و ایثار گران»و« با بسیجیان استان» طی سخنانی حكیمانه  و بر اساس شناخت دقیق از پیشینه استان در فداكاری و پیشتازی نسبت به انقلاب اسلامی به موضوع اعزام جوانان كرمانشاهی به پادگان سنندج در اسفند ماه 1357 اشاره و غبار مظلومیت و...  را از جریان حزب الله كرمانشاه و شهدای پیشرو و پیشتاز آن زدودند . مظلومیتی كه طی یك سال گذشته به مراتب بیشتر از دوران خاتمی و حتی بنی صدر بود و خنجر های متعددی طی این مقطع زمانی (نه از پیش رو بلكه از پشت سر) بر پیکره جریان حزب الله وارد شد كه میگذاریم و می گذریم... /

به رغم این تأکیدات و تصریحات توسط مقام عظماء ولایت متأسفانه مدیریت شبکه استانی زاگرس به آغاز و انجام این عملیات و شهدای مورد تأکید معظم له نپرداخت و با ملاحظه فشارهای سیاسی حاکم بر استان!! حتی یک مصاحبه با خانواده شهید جعفری و... بعمل نیاورد و در عوض با برخی افراد درباره این فرمایشات مقام معظم رهبری ترتیب مصاحبه داد که اصلا اهل کرمانشاه نیستند و شناختی از پیشینه حوادث سال 57 که معظم له به آن اشاره فرمود، نداشتند و تأسفبارتر اینکه مراسم بزرگداشت شهید جعفری که با سخنران و مداح مورد تأیید صدای و سیمای مرکز برگزار شد را پوشش تبلیغی نداد!!؟ که این را نیز می گذاریم و می گذریم، گویی که جریان حاکم بر استان با وجود تصریح مقام معظم رهبری باز نمی خواهد نام شهید جعفری و شهدای حماسه سنندج جلوه گر شود!!؟؟ که البته کوشش در افزایش رنج خود کنند چرا که بر گریز از حقیقت راهی نیست...

a07ir6rkhovu4ktbehf.jpg

مرحوم ایه الله نجومی فرمود: نورانیت پیکر شهید حسین آنقدر بر من اثر گذاشت که من قبر کنار او را برای خودم پیش خرید کردم و لذا به احترام ایشان پدر شهدای اشک تلخ و پدر شهید شاهرضایی با فاصله دورتری برای خود قبر تهیه نمودند. / پس از شهادت شهید والامقام سید محمدسعید جعفری مرحوم آیه الله نجومی فرمودند: بهترین هدیه ای که می توانستم به سعید هدیه کنم، قبری بود که برای خودم تهیه دیده بودم و بدین ترتیب شهید جعفری در کنار همرزمانش در مزار اهدایی آیه الله نجومی دفن شد...

               s3tk8vordbypsii6l8k.jpg

   (تصویر: مرحوم آیة الله نجومی هنگام دفن شهدای عملیات سنندج)

75rdpgi37mni2mxbbutg.jpg

 

                         (متن کامل در ادامه مطلب)

سرانجام روز موعود فرارسید و صبح چهار شنبه بیستم مهر ماه مردم شریف كرمانشاه با حضور بی نظیر در تاریخ این دیار به استقبال سید و مقتدای خود رفتند. حماسه بیستم مهر ماه مردم كرمانشاه یاد آور 12 بهمن سال 1357 مردم تهران بود كه از فرودگاه تا بهشت زهراء (س) همچون نگینی، خودروی رهبر عزیز خود را احاطه و با همه وجود، اخلاص ، ارادت ، محبت و عشق، خود را به مقتدای خویش عرضه نمودند.

پیوند ملت با ولایت قدسی ،معنوی و توحیدی است كه در هیچ چارچوب دیگری نمی گنجد امید كه این پیوند به فضل الهی تا ظهور دولت یار بیش از بیش مستدام گردد انشاءا… / مقام معظم رهبری در سه روز پی درپی و در سه دیدار با «آحاد مردم در استادیوم آزادی» «با خانواده های معظم شهداء و ایثار گران»و« با بسیجیان استان» طی سخنانی حكیمانه  و بر اساس شناخت دقیق از پیشینه استان در فداكاری و پیشتازی نسبت به انقلاب اسلامی به موضوع اعزام جوانان كرمانشاهی به پادگان سنندج در اسفند ماه 1357 اشاره و غبار مظلومیت و...  را از جریان حزب الله كرمانشاه و شهدای پیشرو و پیشتاز آن زدودند . مظلومیتی كه طی یك سال گذشته به مراتب بیشتر از دوران خاتمی و حتی بنی صدر بود و خنجر های متعددی طی این مقطع زمانی (نه از پیش رو بلكه از پشت سر) بر پیکره جریان حزب الله وارد شد كه میگذاریم و می گذریم. /   باید توجه داشت که دیرزمانی طی سالهای گذشته برخی دستها تلاش داشت تا نام سردار شهید سید محمدسعید جعفری را کم رنگ نماید تا شاید این نام جلوه گر نشود(یریدون ان یطفوا نور الله بافواههم والله متم نوره...) اما مقام معظم رهبری با حکمت و بصیرت شگفت انگیز خویش، نام این شهید بنیانگذار حزب الله کرمانشاه و فرمانده نیروهای حزب اللهی کنونی را بزرگ نموده و در سه دیدار پیاپی نیز به طور ویژه بر حماسه آزادسازی پادگان سنندج از محاصره توسط جوانان کرمانشاهی تأکید فرمود و این مهم برای اولوالالباب و خواص اهل بصیرت، اشاره هایی قابل تأمل بود به طوری که عموما فهمیدند، حضرت آقا می خواهد کجا و کدام بچه ها را آدرس بدهد. /  مقام عظماء ولایت در اولین روز دیدار خود با آحاد مردم شهیدپرور کرمانشاه در استادیوم آزادی فرمودند: « یك ماه بعد از پیروزى انقلاب - یعنى در اسفند سال 57 - جوانهاى كرمانشاهى بودند كه رفتند تا از پادگان لشكر سنندج دفاع كنند؛ اولین گروه‌هائى كه براى دفاع در مقابل ضد انقلاب بسیج شدند و راه افتادند رفتند، كه بعضى از همانها جزو شهداى نام‌آور كرمانشاه‌اند »

ایشان در روز دوم سفر به استان در دیدار خانواده های معظم شهدا و ایثارگران فرمودند: «جوانان شجاع و باغیرت و مؤمن و فداكارى كه نیاز كشور را احساس كردند و به سراغ خطر رفتند و به استقبال خطر شتافتند، اینها این امتیاز برجسته را دارند كه نیاز را در زمان خود فهمیدند و به آن پاسخ گفتند. این یك بعد بسیار مهمى است، این براى ما درس است، من دیروز اشاره كردم كه جوانهاى كرمانشاهى یك ماه بعد از پیروزى انقلاب احساس كردند نیاز هست كه بروند. شهید سید محمدسعید جعفرى - شهید پیشرو و پیشتاز - با جمع رفقاى خودش رفتند از پادگان لشكر سنندج دفاع كردند؛ فهمیدند كه معناى این دفاع چیست؛ تسلط ضد انقلاب بر یك پادگان نظامى، معنایش چیست. این زود فهمیدن، بوقت فهمیدن، بهنگام عمل كردن و پاسخ به نیاز دادن، آن نقطه‌ى برجسته‌اى است كه نباید مغفول بماند »

معظم له در روز سوم سفر برای سومین بار مجددا سخنان دو روز گذشته اشان را یادآوری و تأکید فرمودند که: «آن روز جوانان مؤمن و دلباخته، با روحیه‌ى خودجوش بسیجى توى میدان مى‌افتادند و جان خودشان را فدا میكردند؛ كه من مثالهاى كرمانشاه‌اش را، هم دیروز در دیدار با خانواده‌هاى شهدا بعضى را اشاره كردم، هم در صحبت پریروز؛ كه یك ماه بعد از انقلاب، انسان میدید این حركتهاى خودجوش مردمى، این جوانها، از همین كرمانشاه دارند حركت میكنند. بسیج این است »

به رغم این تأکیدات و تصریحات توسط مقام عظماء ولایت متأسفانه مدیریت شبکه استانی زاگرس به آغاز و انجام این عملیات و شهدای مورد تأکید معظم له نپرداخت و با ملاحظه فشارهای سیاسی حاکم بر استان!! حتی یک مصاحبه با خانواده شهید جعفری و... بعمل نیاورد و در عوض با برخی افراد درباره این فرمایشات مقام معظم رهبری ترتیب مصاحبه داد که اصلا اهل کرمانشاه نیستند و شناختی از پیشینه حوادث سال 57 که معظم له به آن اشاره فرمود، نداشتند و تأسفبارتر اینکه مراسم بزرگداشت شهید جعفری که با سخنران و مداح مورد تأیید صدای و سیمای مرکز برگزار شد را پوشش تبلیغی نداد!!؟ که این را نیز می گذاریم و می گذریم، گویی که جریان حاکم بر استان با وجود تصریح مقام معظم رهبری باز نمی خواهد نام شهید جعفری و شهدای حماسه سنندج جلوه گر شود!!؟؟ که البته کوشش در افزایش رنج خود کنند چرا که بر گریز از حقیقت راهی نیست.

اما حماسه اسفند 57 در سنندج چه بود و شهدای برجسته آن چه کسانی بودند و شهید جعفری بزرگوار چه حماسه ای آفرید؟ فاجعه ای که سال 1947 میلادی صهیونیستها در سرزمین اشغالی بوجود آوردند و بخشی از سرزمین جهان اسلام را غصب و تجزیه نمودند، فاجعه ای که سال گذشته استکبار جهانی در کشور سودان بعمل اورد و انرا تجزیه نمود، در سال 57 می خواستند در کردستان بوجود بیاورند.

 شهرهای کوچک و متوسط کردستان یکی پس از دیگری توسط احزاب ضدانقلاب سقوط می کرد و مرکز استان در آستانه سقوط کامل قرار گرفت.

کلیه مراکز دولتی به اشغال ضدانقلاب درامد، کمیته نوپای انقلاب اسلامی سنندج به فرماندهی شهید والامقام محمد رحمانپور پس از شهادت مظلومانه وی و پسرش سقوط کرد،شهربانی و ژاندارمری سنندج به تصرف ضدانقلاب درآمد، سیم خاردارهای فی مابین ژاندارمری و پادگان لشگر 28 کردستان از بین رفته و  حتی بخشهای کمی از پادگان نیز به تصرف ضدانقلاب درآمد، در چنین شرایطی حتی ثانیه ها نیز سرنوشت ساز بود.

تصرف پادگان لشگر 28 کردستان و دستیابی ضدانقلاب به زاغه های انبوه مهمات و ترابری زرهی،  نفربرها و...  خطر بزرگی بود که کردستان را در آستانه تجزیه قرار می داد.

شهید سید محمد سعید جعفری که همچون شهید حسن باقری(از فرماندهان به نام دفاع مقدس) با اینکه دوره نظامی ندیده بود اما به لطف و عنایت الهی از هوش و ذکاوت خاصی خصوصا در امور نظامی برخوردار بود و لذا بر اساس این ویژگی، به رغم اینکه مراکز و پادگانهای مختلفی در کرمانشاه وجود داشت و می توانست آنها را مقر سپاه قرار دهد، با درک صحیح و پیش بینی سمت فلش تهدید دشمن (سمت کردستان) پادگان شهدا «خضرزنده» که فضای محدودی نیز داشت را انتخاب و نیروها را در آنجا مستقر نمود.

8 صبح روز یکشنبه 27 اسفند ماه سال 1357 بلندگوی پادگان که شامل یک عدد بوق شیپوری معمولی بود مکرر اعلام کرد «همه برادران مقابل فرماندهی جمع شوند» و همه با انگیزه و روحیه پرشور اجتماع نمودند.

اقا سعید عزیز با قدمهای تند آمد و میکرفون را به دست گرفت و چهره به چهره با یاران خود سخن گفت.

 او نطقی عاشورایی داشت و هرگاه از شهادت سخن می گفت، با همه وجود آنرا بیان می نمود گویی که حجابها را از میان برداشته و فوز عظیم شهادت را دریافته بود.

سخن را با حمد خداوند آغاز و به رسالت عظیم یکایک بچه ها در این مقطع حساس اشاره نمود و اظهار داشت: «برادران نگاه امام (ره) امروز متوجه شماست، نگاه پیامبر اکرم(ص)، ائمه اطهار(ع) و شهدا متوجه شماست، من برای شما برادران حلوای شیرینی سراغ دارم و آن حلوای شهادت است، امروز کردستان و پادگان سنندج کربلاست خوشا به حال آنان که حسین وار به کربلا می روند.

من برای همه کسانی که به سنندج اعزام می شوند پیشاپیش فاتحه می خوانم چرا که دیگر برنخواهند گشت، شهادت گوارایشان باد، کردستان در حال سقوط است، تمام مراکز حساس شهر سنندج سقوط کرده و پادگان لشگر سنندج نیز در حال سقوط قطعی است.

شاطر محمد و پسرش شهید شده اند (گریه حضار) کمیته انقلاب، شهربانی و ژاندارمری، صداو سیمای کردستان به دست ضدانقلاب افتاده.

درنگ نکنید اسلحه هایتان را بگیرید و اعزام شوید هلیکوپترها آماده است.  تا سخنان شهید جعفری تمام شد بچه ها یکصدا فریاد زدند: « ما همه سرباز توییم خمینی گوش به فرمان توییم خمینی» و سراسیمه به سمت اسلحه خانه رفتند و همه بدون استثنا تجهیز شدند.

در چنین لحظاتی آقا سعید جعفری، شهید حسین اشک تلخ و برخی دیگر را به عنوان ارشد صدا زد و گفت: همه را نبرید آنهایی که با تجربه تر و آمادگی بیشتری دارند ببرید و آنان نیز نیروها را ساماندهی نمودند.

شوق شهادت در میان بچه ها بقدری بود که برای سوارشدن به خودروها جهت عزیمت به هوانیروز از همدیگر سبقت می گرفتند.

به هرحال جمعی قلیل ولی ثابت قدم و با ایمانی کثیر به هوانیروز اعزام و از آنجا بوسیله دو فروند بالگرد شنوک عازم پادگان سنندج شدند.

بعدها برادران ارتشی که در محاصره بودند و خاطرات خود را تعریف می کردند نقل کردند: قلب و روح ما با فرود این بالگردها که هنوز به زمین نرسیده، بچه ها از آن به زمین می پریدند، آنقدر آرامش یافت که گویی فرشتگانی از آسمان به کمک ما آمده بودند.

رزم نزدیک و پاکسازی نقطه به نقطه پادگان اغاز شد و شهید امیرمنصور شاهرضایی اولین شهید این قافله در روز 28 اسفند ماه بود و شهید امیر اشک تلخ دومین شهید این قافله در روز 29 اسفند و شهید حسین اشک تلخ، سومین شهید این قافله در روز یکم فروردین 1358 بود.

شهید محراب آیه الله اشرفی اصفهانی با حضور علماء بزرگوار از جمله شهید حاج آقا بهاء الدین محمدی عراقی و مرحومان آیه الله کاظمی، آیه الله حاج اخوند، جناب حاج آقای عبداللهی و دیگر روحانیت معظم بر پیکر شهیدان امیرمنصور شاهرضایی و امیر اشک تلخ نماز خواندند و بر پیکر شهید حسین روز جمعه سوم فروردین 58 مرحوم آیه الله نجومی نماز خواند.

مرحوم ایه الله نجومی فرمود: نورانیت پیکر شهید حسین آنقدر بر من اثر گذاشت که من قبر کنار او را برای خودم پیش خرید کردم و لذا به احترام ایشان پدر شهدای اشک تلخ و پدر شهید شاهرضایی با فاصله دورتری برای خود قبر تهیه نمودند. / پس از شهادت شهید والامقام سید محمدسعید جعفری مرحوم آیه الله نجومی فرمودند: بهترین هدیه ای که می توانستم به سعید هدیه کنم، قبری بود که برای خودم تهیه دیده بودم و بدین ترتیب شهید جعفری در کنار همرزمانش در مزار اهدایی آیه الله نجومی دفن شد. متن و دستخط سنگ مزار شهید جعفری و شهیدان امیر و حسین اشک تلخ را خود آیه الله نجومی با دست خط مبارک خود نگاشت. و بر سنگ قبر شهید جعفری نگاشت:«درود بر تو ای عزیز روزگار و ای ابا صالح . لقد عشت سعیدا و مت سعیدا و ستبعث حیاً سعیدا».

«ادامه دارد»

حدیث
  • آخرین پستها


/