تبلیغات

 

حیدریه کرمانشاه - تبیین مشروح برخی شبهات در مراسم باشكوه حیدریه

حیدریه کرمانشاه

rzx5tcmpvz9j9xxl6otf.jpg

تبیین زوایای غربت جبهه حق در صدر اسلام

 

مراسم پرشكوه سخنرانی و عزاداری در حیدریه برگزار شد.

برادر مصطفی اشك تلخ در این مراسم به سخنرانی پرداخت.

وی  طلبه پایه دهم حوزه علمیه است و علیرغم اینكه سالهاست اجازه پوشیدن لباس روحانیت را دارد اما هنوز به اختیار خود عمامه گذاری ننموده و علت این امر را مسئولیت مضاعف لباس روحانیت... بیان نموده است.

ایشان در سخنانی با موضوع غربت اهل بیت(ع) گفت: تخریب بقیع یكی از جلوه های غربت و مظلومیت اهل بیت(ع) بود كه حدود 80 سال پیش رخ داد...

وی با اشاره به اینكه در دو برهه تاریخ، غربت اهل بیت(ع) به اوج رسید افزود: در جریان شهادت حضرت زهرا(س) و نیز واقعه عاشورا غربت اهل بیت عصمت و طهارت(ع) به اوج رسید.

لذا بر اساس برخی نقلها،هنگامی امیرالمؤمنین(ع) در منزل خویش تحت محاصره حساب شده منافقین مدینه قرار گرفت و از مدعیان ایمان و دینداری خواست كه برای كندن بنیان ظلم قیام كنند و فرمود هر كس اماده است سرش را بتراشد و فردا بیاید سر كوچه، حدود ده نفر بیشتر حاضر نشدند و این در حالی است كه بلاد اسلامی آن روز صدها هزار مسلمان داشت كه عموما دارای محاسن بلند و پیشانی پینه بسته از مهر و نیز مدعی مجاهدت و دینداری بودند به طوری كه حتی تعداد زیادی از انها حافظ قرآن و... بوده و سالها پای منبر رسول خدا(ص) و ملازم آن حضرت بودند.

 

...چند عامل در تنها ماندن اهل بیت(ع) بیشتر به نظر می آید كه یكی از انها شبهه سازی منافقین در اذهان بود، مثلا تلاش كردند القا كنند كه كتاب خدا كافی است یا مثلا در زمان كربلا شبهه كردند كه آقا چطور شد شخصیتهایی مانند مانند ابن عباس و ابن حنیفه و... كه به اصطلاح امروز سردار دفاع مقدس بودند، در این مبارزه ابی عبدالله را یاری نكرد؟! یا چطور شد، قاضی القضات كوفه كه مرتیكه ای مانند شریح قاضی بود و به اصطلاح امروز معمم و منصوب امیرالمؤمنین(ع) بود، حكم مقابله با سیدالشهداء(ع) را داد و گفت: (نعوذبالله) ابی عبدالله(ع) مخل امنیت و خروج كننده بر مأمورین حكومت اسلامی است؟؟ با مشاهده بهانه ها و شبهات اینچنینی بسیاری از عوام فریب خوردند و بهانه قصور بعضی دیگر جور شد كه لابد نعوذبالله راه درستی نیست كه اینها همه بر خلاف مسیر آنها هستند.

 

...حالا ممكن است بعضی شبهه كنند كه امیرالمؤمنین(ع) به خاطر مصلحت اسلام بیست و پنج سال در مقابل انحرافات والیان سكوت كرد آن چه می شود؟ اینجاست كه تحلیل تاریخ دقت می خواهد چرا كه بنا به نظر قاطبه مورخین و علما، ان سكوت در شرایط و اقتضایی بود كه قیام حضرت منجر به نابودی اساس حكومت نوپای اسلامی در برابر امپراطوری روم و ایران بود نه اینكه بعضی نادانها امروز برای تعطیلی نهی از منكر لسانی و صریح از برخی مسئولین نیز همین را بهانه كنند  كه اقا مصلحت در سكوت است؟ این سخنان باطل انحراف است لذا شما می بینید كه در همان شرایط حضرت ابوذر با استخوان شكسته به دهان علمای درباری كوبید و مرتب افشاگری می كرد و امیرالمؤمنین(ع) نیز او را نهی نمی كرد.

بعضیها امروز می گویند مقام معظم رهبری بگوید تا ما به میدان بیاییم، اولا مقام معظم رهبری بارها فرموده كه نهی از منكر لسانی هرگز ساقط نیست و حتی مخالفت كردن صریح با مسئولین را نیز خالی از اشكال دانستند، ثانیا در بسیاری از مسائل جزیی شأن مقام معظم رهبری در سكوت است اما تكلیف ابوذرگونه دیگر خواص چه می شود؟

 

نهی از منكر لسانی تعطیل نمی شود و برخی مسئولین هرگز حق ندارند برای حفظ منافع خود، نهی از منكر لسانی امت حزب الله را ممنوع اعلام كنند. غلط می كنند بخواهند به ناهی از منكر اهانت كنند، حال در هر مقامی هم باشند.  چنین غلطهایی منكرات مضاعفی است كه باید با جدیت در برابرشان  ایستاد.

یكی از درسهای مهم نهی از منكر سیدالشهداء(ع) آن بود كه در نهی از منكر باید ابتدا از والیان و حاكمان آغاز نمود و ابتدا باید گریبان زمامداران فاسد و ظالم را گرفت بعد به منكرات جزیی اهتمام ورزید چرا كه یك زمامدار فاسد و مثلا یك استاندار فاسد وقتی در بلاد اسلامی زمام را به دست گرفت، جامعه را نیز با رفتار و برنامه های خود رو به فساد می كشاند...

 

    cgl3go8qfpkmlwcuqiim.jpg

متن كامل در ادامه مطلب

برادر مصطفی اشك تلخ در این مراسم به سخنرانی پرداخت.

وی طلبه پایه دهم حوزه علمیه است و علیرغم اینكه سالهاست اجازه پوشیدن لباس روحانیت را دارد اما هنوز به اختیار خود عمامه گذاری ننموده و علت این امر را مسئولیت مضاعف لباس روحانیت... بیان نموده است.

ایشان در سخنانی با موضوع غربت اهل بیت(ع) گفت: تخریب بقیع یكی از جلوه های غربت و مظلومیت اهل بیت(ع) بود كه حدود 80 سال پیش رخ داد، البته تخریب بقیع یك بار دیگر در 140 سال پیش نیز به وقوع پیوست اما نكته مهم توجه به عامل مهمی است كه در 1400 سال گذشته تا كنون باعث اینگونه اتفاقات و حوادث دردناك شده است و آن غربت اهل بیت(ع) و راه مقدس انها بوده كه در این مجالس باید از وظیفه خود در اینباره سخن بگوییم.

وی با اشاره به اینكه در دو برهه تاریخ، غربت اهل بیت(ع) به اوج رسید افزود: در جریان شهادت حضرت زهرا(س) و نیز واقعه عاشورا غربت اهل بیت عصمت و طهارت(ع) به اوج رسید.

لذا بر اساس برخی نقلها،هنگامی امیرالمؤمنین(ع) در منزل خویش تحت محاصره حساب شده منافقین مدینه قرار گرفت و از مدعیان ایمان و دینداری خواست كه برای كندن بنیان ظلم قیام كنند و فرمود هر كس اماده است سرش را بتراشد و فردا بیاید سر كوچه، حدود ده نفر بیشتر حاضر نشدند و این در حالی است كه بلاد اسلامی آن روز صدها هزار مسلمان داشت كه عموما دارای محاسن بلند و پیشانی پینه بسته از مهر و نیز مدعی مجاهدت و دینداری بودند به طوری كه حتی تعداد زیادی از انها حافظ قرآن و... بوده و سالها پای منبر رسول خدا(ص) و ملازم آن حضرت بودند.

 

این وضع در عاشورای ابی عبدالله(ع) شدیدتر شد و در حالی كه بسیاری از مسلمین آن زمان ادعای ایمان

و رزمندگی و غیره داشته یا پنج وعده نماز را در مساجد به جماعت می خواندند و اهل تهجد شب و .. بودند اما اعتنایی به دعوتهای حق طلبانه سیدالشهداء(ع) در مقابل باطل نداشتند؟!

وی افزود جالبتر این است كه شمر شقی، همان كسی بود كه به اصطلاح امروزی جانباز بوده و در ركاب امیرالمؤمنین(ع) در جنگ صفین مجروح شده بود.

فرازی از زیارت عاشورا كه می فرماید و الوتر الموتور، در یك معنا به نیكویی بر برنامه حساب شده دشمن جهت تنها ماندن آن حضرت اشاره دارد چون وتر یعنی تك و تنها.

 ما باید با مشاهده این عبرتها در تاریخ بر عاقبتمان بترسیم كه مبادا جزو همان خلایق به ظاهر مسلمان باشیم كه هنگام یاری جبهه حق در مقابل جبهه فساد و ظلم، بی تفاوت بمانیم، ایمان ما مگر چقدر از انها محكمتر است؟ آیا ما عبادات انها را داریم كه مثلا حافظ قرآن و ملازم نمازجماعت و منبر و تهجد شب و رزمندگی در جبهه ها و... باشیم؟ تازه اگر ما جمال و رفتار معصومین(ع) را از نزدیك و به صورت محسوس ندیدیم اما انها دیدند و كنار آن بزرگواران زندگی و عبادت می كردند.

چند عامل در تنها ماندن اهل بیت(ع) بیشتر به نظر می آید كه یكی از انها شبهه سازی در اذهان بود، مثلا تلاش كردند القا كنند كه كتاب خدا كافی است یا مثلا در زمان كربلا شبهه كردند كه
آقا چطور شد سردار جبهه و به اصطلاح دفاع مقدس مانند ابن عباس و ابن حنیفه و... در این مبارزه ابی عبدالله را یاری نكرد؟! یا چطور شد، قاضی القضات كوفه كه مرتیكه ای مانند شریح قاضی بود و به اصطلاح امروز معمم و منصوب امیرالمؤمنین(ع) بود، حكم مقابله با سیدالشهداء(ع) را داد و گفت: (نعوذبالله) ابی عبدالله(ع) مخل امنیت و خروج كننده بر مأمورین حكومت اسلامی است؟؟ با مشاهده بهانه ها و شبهات اینچنینی بسیاری از عوام فریب خوردند یا بهانه قصورهایشان جور شد كه لابد نعوذبالله راه درستی نیست كه اینها همه بر خلاف مسیر آنها قرار گرفته اند.

از طرف دیگر حب دنیا گریبانگیر خواص و عوامشان شده بود و به زندگی آرام و خالی از مبارزه عادت كرده بودند و خانواده هایشان دیگر حوصله زندگی مضطرب و در مبارزه را نداشتند لذا بعد از جنگ نهروان دیگر هنگامی حضرت فراخوان می داد كه مجددا به جنگ معاویه برویم، دیگر مردم میلی نشان نمی دادند و دوست داشتند با زن و بچه، سرگرم زندگی روزمره و كاسبیشان باشند و از ماهها جنگ و خون ریزی خسته شده بودند. منتها شبهات اینچنینی اینجا تسلی وجدانشان می شد كه خود را فریب دهند.

اگر انسان حب دنیا را علاج نكند می شود قاتل ابی عبدالله مثل عمربن سعد، دنیای هوس الود با آخرت جمع نمی شود لذا به این معنا در روایات فرمود: الدنیا و الاخره لایجتمعان( دنیا و اخرت با هم جمع نمی شوند) بله آن دنیایی با آخرت جمع می شود و در قنوت آن را می خواهیم كه حسنه و دنیایی طیب و نورانی در سایه نور ولی خدا باشد نه دنیا برای هوسرانی و لذت نفسانی بردن.  

بعضی آمدند خدمت حضرت سیدالشهداء(ع) بنا كردند كه آقا خودتان می بینید كه متن مردم به ارزشهای دینی بی تفاوتند و وضع استانداران و والیان یزید همه جا همین رنگ و در ظلم و فساد است
، حالا شما اعتراض كنید جز هدر انرژی خودتان چه فایده دارد، به جایش بیا كار فرهنگی كن و الان اگر در مدینه می خواهند شما را زیر بیعت یزید ببرند ، مدینه و كوفه را رها كن و بیا یمن كه آنجا بیست هزار مؤمن پا به كار هستند انجا برای ما مجلس منبر و موعظه و ذكر بگذار و به اصطلاح كار فرهنگی كن، یزید را هم ول كن تا غرق فساد خودش باشد اما حضرت نپذیرفت و بنا كرد به مبارزه با حاكمان و والیان فاسد و اینها همه برای خواص و هیئتی های ما الگوست.

حالا ممكن است بعضی شبهه كنند كه امیرالمؤمنین(ع) به خاطر مصلحت اسلام بیست و پنج سال در مقابل انحرافات والیان سكوت كرد آن چه می شود؟ اینجاست كه تحلیل تاریخ دقت می خواهد چرا كه بنا به نظر قاطبه مورخین و علما، ان سكوت در شرایط و اقتضایی بود كه قیام حضرت منجر به نابودی اساس حكومت نوپای اسلامی بود نه اینكه بعضی نادانها امروز برای تعطیلی نهی از منكر لسانی و صریح از برخی مسئولین نیز همین را بهانه كنند  كه اقا مصلحت در سكوت است؟ سخنان باطل انحراف است لذا شما می بینید كه در همان شرایط حضرت ابوذر با استخوان شكسته به دهان علمای درباری كوبید و مرتب افشاگری می كرد و امیرالمؤمنین(ع) نیز او را نهی نمی كرد.

بعضیها امروز می گویند مقام معظم رهبری بگوید تا ما به میدان بیاییم، اولا مقام معظم رهبری بارها فرموده كه نهی از منكر لسانی هرگز ساقط نیست و حتی مخالفت كردن صریح با مسئولین را نیز خلی از اشكال دانستند، ثانیا در بسیاری از مسائل جزیی شأن مقام معظم رهبری در سكوت است اما تكلیف ابوذرگونه دیگر خواص چه می شود؟

 

نهی از منكر لسانی تعطیل نمی شود و برخی مسئولین هرگز حق ندارند برای حفظ منافع خود، نهی از منكر لسانی امت حزب الله را ممنوع اعلام كنند. غلط می كنند بخواهند به ناهی از منكر توهین كنند، حال در هر مقامی هم باشند.  چنین غلطهایی منكرات مضاعفی است كه باید با جدیت در برابرشان  ایستاد.

یكی از درسهای مهم نهی از منكر سیدالشهداء(ع) آن بود كه در نهی از منكر باید ابتدا از والیان و حاكمان آغاز نمود و ابتدا باید گریبان زمامداران فاسد و ظالم را گرفت بعد به منكرات جزیی اهتمام ورزید چرا كه یك زمامدار فاسد و مثلا یك استاندار فاسد وقتی در بلاد اسلامی زمام را به دست گرفت، جامعه را نیز با رفتار و برنامه های خود رو به فساد می كشاند.

حالا در زمان ما بحمدالله كشور منور به نور ولایت ولی فقیه است و زیر سایه این مقام عظماء است اما در لایه های پایین مسئولینی كه گهگاه به انحراف رفته اند وجود داشته و باید هر كدام به سهم خود به آنها تذكر دهید و ایستادگی كنید، قرآن كریم می فرماید: قُلْ إِنَّمَا أَعِظُكُم بِوَاحِدَةٍ أَن تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَى وَفُرَادَى: بگو من شما را فقط یك موعظه مهم می كنم كه برای خدا بپا خیزید و قیام كنید ولو با دو نفر و اگر نشد یك نفری به پا خیزید.

لذا شاید یك وجه اینكه در روایت فرمود: خیراتی مانند جهاد در مقابل امر به معروف و نهی از منكر به منزله نم در برابر دریاست همین باشد كه غالبا نهی از منكر در تنهایی است اما جهاد دسته جمعی است.

خصوصیت مبارزه كربلا غریبانه بودن آن است كه در یك جبهه پنجاه نفر بودند و در جبهه مقابل هزاران نفر مدعی مسلمانی و... ایستاده بودند اینجا اگر نلرزیدی هنر است. این غربت و تنهایی بسیاری را از لحاظ آبرویی ترساند لذا اینجا بود كه جمعیت زیادی با مسلم بیعت كرد اما شب همه فرار كردند، بعضی ها می گویند بگذار جنگی بشود نشان می دهیم كه از همه چیز می گذریم! در حالی كه اگر دقت كنیم جبهه رفتن در جنگهای بزرگی مثل جنگ ایران و عراق كه نظایر ان در صدر اسلام، جنگهای بدر و احد و صفین و جمل و... بود چندان تعیین كننده میزان جوهره دینداری افراد نیست، چون جمعیت زیاد جبهه حق از لحاظ روانی دلگرمی است، اما اگر در یك نبرد فتنه گون كه عموم جامعه متدین نیز تو را همراهی نكردند و بلكه اهانت كردند، ایستادی و به تهمتها و شبهه افكنی ها اعتنا نكردی، این هنر است، مهم آن است كه راهت حق باشد و طرف مقابل دنبال حقه بازی و فساد، مهم این است كه اینجا نترسی و نگران نباشی.

لذا ابی عبدالله(ع) دینداری واقعی را به زیبایی تفسیر می فرماید كه: اِنَّ النّاسَ عَبیدُ الدُّنْیا وَ الدِّینُ لَعْقٌ عَلى اَلْسِنَتِهِمْ یَحوطونَهُ ما دَرَّتْ مَعائِشُهُمْ فَاِذا مُحِّصوا بِالْبَلاءِ قَلَّ الدَّیّانونَ؛ مردم بنده دنیایند و دین لعقی بر لسانشان است تا مادامی كه دنیایشان تأمین شود اما هنگام امتحان(اشاره به همین مبارزه غریبانه) دینداران اندك می شوند.

آیا غیر از این است كه جامعه آن روز كوفه پس از آن همه انجام عبادات و مناسك و نماز و روز ه و جبهه و... عصر عاشورا بی دین شدند و در مقابل ولی خدا ایستادند یا بی تفاوت ماندند؟ رمز بی دین شدن انها چه بود؟ اینكه در مبارزه ای غریبانه حاضر نشدند بایستند و از آبرو و جان و... هزینه دهند و همرنگ جماعت شدند، اگر دقت كنید خواهید یافت كه دینداری من و شما هم به مقداری است كه حاضر باشیم در مبارزه غریبانه از همه چیزمان بگذریم.

باید هر كدام با خودمان خلوت كنیم، ببینیم چقدر حاضریم در فضایی فتنه گون و مبارزه ای غریبانه به پای پرچم حق تا نفس آخر بایستیم، اگر این را حل كردیم، به كربلای سیدالشهداء(ع) نزدیك شدیم چرا كه كربلا چنین موطنی است و مبارزه كربلایی اینگونه بود.

البته متعلق این مبارزه را خدای متعال در امتحانات جلو ما می گذارد و حتی اگر فرضا هم پیش نیاید اما خدای متعال بر حال و وضع دل ما و دنیاخواهی یا كربلایی شدن آن آگاه است و انها كه اینگونه و حقیقتا كربلایی شده اند در صف كربلاییان خواهند بود.

 به طور خلاصه دینداریت بستگی به میزان ایستادگیت در راه حق و حاضر شدن برای مبارزه غریبانه با ظلم و فساد و هزینه دادن در این راه دارد.

در ادامه این مراسم شركت كنندگان به عزاداری و سینه زنی پرداختند.

 

حدیث
  • آخرین پستها


/